کلاس زبان و نقاشی
اميدوارم طاعات و عبادات همگي مورد مقبول درگاه حق قرار گرفته باشه![]()
خرگوش مامان در تئاتر شنل قرمزی البته مربوط میشه به ماه گذشته

ترم دوم کلاس زبان شاينا هم شروع شده کلاس شطرنج تمام شد اما چون اصلا از محيطش راضي نبود ديگه اونجا نميبرمش
اما کلاس نقاشي رو دوباره ادامه میدیم و شاینا خيلي دوست داره![]()
چند وقت پيش رفتيم ماهشهر خونه بابا جون
خاله پرستو و مامان جون واسه تولد شاينا لباس خريدن خاله آرزو هم بهش پول داد
مامان جون ( مامان بابا شهاب) هم يه ساعت ديواري عروسکي و عمه شهره وعمه شيما هم يه جعبه کارت بازي که آموزش ساعته ![]()

عمه پروين هم يه عروسک خوشگل موزيکال آورد واسه شاينا![]()
ارميا جيگر هم با عمه شکوفه و عمو شهروز اومدن خونمون
شاينا هم تا تونست با ارميا بازي کرد
و يه کادوي خوشگل ست عروسک و لباس باربي آوردن واسه شاينا![]()
يه شب دعوت بوديم خونه عمه شيدا واسه افطار بچه ها حسابي بهشون خوش گذشت وروجکها ديگه بزرگ شدن و خيلي خوب با هم کنار ميان![]()
کاریکاتور جیگر مامان ![]()

اينم کادوي صورتي من و بابا شهاب که شاينا چند ماه چشم انتظارش بود

شب اول احيا رو بابا همسايه عزيزمون مامان مهديه و مصطفي(دوستهاي محبوب و دوست داشتني شاينا)
رفتيم مصلا و شب خوبي رو گذرونديم ![]()
اما دوشب بعدي رو قسمت نشد که بريم چون يه شب شاينا زود خوابيد
شب آخر هم خودم سينوزيتم عود کرد
و مجبور شدم آمپول بزنم و توي خونه با تلويزيون احيا بگيرم![]()

خسته شدم هر عکسیو میزارم باز هم میپره![]()
اینجا خونه عشق من وبابا شهابه یعنی خونه شاینا گلی نفس مامان وبابا من مینویسم دختر نازم تا برای تو همیشه یادگاری باقی بمونه امیدوارم روزی برسه که خودتو عشق کوچولوی من با دستهای خودت بنویسی من و بابایی دیوانه وار عاشقت هستیم