جشن مهد کودک+روز دختر
روز دختر رو به همه دخترای گلمون تبریک میگم امیدوارم همیشه توی زندگیشون موفق باشن ![]()
شاینا جونم روزت مبارک نفس مامان ![]()

وقتی دیر به دیر آپ کنیم نتیجه میشه این که نمیدونی از کجا باید شروع کنی
هفته گذشته مهد کودک جشن داشت که ما رو هم دعوت کرده بودن
البته بیشتر به خاطر آشنایی بچه ها با مربی ها بود ساعت ۹ صبح منو شاینا با هم رفتیم
اول یه نیم ساعتی رو توی حیاط بچه ها بازی کردن
بعد که دیگه هوا رو به گرم شدن رفت اعلام کردن که بچه ها بیان تو و مامانا برن ساعت ۱۲ بیان دنبال بچه ها شاینا هم که اولین بار مهد میره با تعجب بچه هایی رو که گریه میکردن نگاه میکرد
همش از من میپرسید اینا چراگریه میکنن
منم بهش گفتم دوست دارن ماماناشون هم باهاشون بیان مهد اما نمیشه اونم گفت مامان تو با من نیای داخل مگه من بچه ام
سریع غیبش زد
و رفت داخل مهد منم یه چند دقیقه ای ایستادم گفتم شاید اونم مثل خیلیا نتونه تحمل کنه
اما امان از دست این وروجک که هموم ساعت ۱۲ هم که اومدم گفت چقدر زود اومدی![]()
صورت بچه ها رو نقاشی کرده بودن و عکاس ازشون عکس گرفته بود
نقاشی کشیده بودن و گل بازی کرده بودن .....خلاصه به شاینا گلی خیلی خوش گذشته بود امیدوارم که تا آخرش همینطوری پیش بره![]()

ترم دو کلاس زبان هم تمام شده و کلاس نقاشی فقط دوجلسه دیگه داره
با مهدشون صحبت کردم راجع به کلاسا گفتن خودمون اینا کلاسا رو فوق برنامه بعد از ظهرها داریم اگه دوست داشتین میتونین بیاریدشون همینجا![]()

اینجا خونه عشق من وبابا شهابه یعنی خونه شاینا گلی نفس مامان وبابا من مینویسم دختر نازم تا برای تو همیشه یادگاری باقی بمونه امیدوارم روزی برسه که خودتو عشق کوچولوی من با دستهای خودت بنویسی من و بابایی دیوانه وار عاشقت هستیم