هفته گذشته بابا شهاب تهران کار داشت ما هم تصمیم گرفتیم باهاش بریم سه شنبه ساعت ۴:۳۰ صبح حرکت کردیم حدود ۱۲ توی قم توقف کردیم جاده ها وحشتناک شلوغ بودن شاینا همش میگفت چرا با ماشین اومدیم باید با هواپیما میرفتیم ناهار خوردیم بعد دوباره راه افتادیم از قبل هتل رزرو کرده بودیم

اما صد در صد بهمون قول نداده بودن چون همه هتلا تقریبا پر بودن اما توی تهران دیگه باهامون تماس گرفتن وخیالمون رو راحت کردن

 

هر مرکز خریدی که میرفتیم شاینا توی پارک بود طبق معمول منم تنهایی پاساژ گردی 

واسه شاینا چند جفت  کفش و لباس از تیراژه و بهار  و والبته از منیریه یه دست گرم کن صورتی خریدم بابا شهاب هم از اسپورت فروشی های منیریه واسه خودش کلی خرید کرد

اما واسه خودم تقریبا هیچی نخریدم یعنی کلا چیز خاصی چشممو نگرفت

کار بابا شهاب پنج شنبه تمام شد  گفت جمعه بریم اصفهان از اونور بریم شهرکرد و کوهرنگ که من مخالفت کردم آخه جاده ها وحشتناک بودن بابا شهاب هم که عشق سرعت

واسه همین بر گشتیم اهواز

دوربینمون مشکل پیدا کرده نمیتونم عکسها رو بزارم باید برم نمایندگی اگه درست شد عکس اضاف میکنم