بالاخره گرمای طاقت فرسای تابستان جاشو داد به هوای دل انگیز پاییز البته همچنان کولرها کم و بیش روشنن

این روزها همش وقت کم میاریم صبحها کلاس آشپزی خودم ومهد کودک شاینا گلی از فردا هم که شیرینی پزی شروع میشه چیزی که عاشقشم

بعد از ظهر ها هم کلاس زبان خانومیوپارک رفتن شاینا که اگه نره تا شب مخ منو میخوره

ظهر ها که از کلاس میام خونه غذای جدید همون روزو میارم که تا الان بابا شهاب و شاینا خوششون اومده

ازمهد کودک شاینا تا الان خداروشکر خیلی راضیم برخوردشون با بچه ها خیلی خوبه

خدا کنه تا آخرش همینطوری باشه

مهم اینه که شاینا خیلی راضیه البته صبحها با دردسر بیدار میشه

چون خانومی ظهر میخوابه و شب تا ۱۱-۱۲ بیداره