سلام به همه مامانهای مهربون امروز شاینا کوچولو رفت پارک توی پارک همش از دست بابا شهاب فرار میکرد که بره پیش بچه ها اخه اون بچه های بزرگتر از خودشو خیلی دوست داره اینقدر بازی کرد که خسته شده و حالا راحت گرفته خوابیده
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم مهر ۱۳۸۹ ساعت 3:11 توسط پریسامامان شاینا
|
اینجا خونه عشق من وبابا شهابه یعنی خونه شاینا گلی نفس مامان وبابا من مینویسم دختر نازم تا برای تو همیشه یادگاری باقی بمونه امیدوارم روزی برسه که خودتو عشق کوچولوی من با دستهای خودت بنویسی من و بابایی دیوانه وار عاشقت هستیم