شاینای خونه ما این روزها حسابی به نقاشی علاقه مند شد از اونجایی که اصلا نقاشیه مامانش خوب نیست حسابی با هم درگیری داریم آخه نیم وجبی یه چیزهایی میخواد بکشم............

مامان و بابا و شاینا رو یاد گرفته البته منظورم اینه که من مینویسم اونم میگه که کدومو نوشتم اما هنوز نمیتونه خودش بنویسه یه کمی هم زوده ما مادرا انتظاراتمون از بچه ها خیلی زیاده

دیروز رفتیم خونه آقاجون شاینا هم تا تونست با عمه شیما بازی کرد.

امروز هم رفتیم بیرون  طبق معمول چهار پنج دفعه سوار فیل شد وبازی کرد بعدش هم رفتیم لوازم تحریر شاینا خانوم مداد رنگی خرید آخه از بس مداداشو میتراشه یه هفته ای تمام میشن.

دیروز مدادشمعی و ماژیکاشو که پارسال خریده بودیم واسش در آوردم اما فقط دو دقیقه به حرف من گوش کردو جایی رو کثیف نکرد بعدش گوزنشو ماشین شارژیش و موتوروشو نقاشی کرد من هم عصبانی شدم و برشون داشتم اونم هر چقدر گریه کرد که دیگه جایی نگاشی(نقاشی) نمیکشم بهش ندادم.

نمیدونم چرا شکلکها با این قالب جدید برعکس درج میشن

 

 

اینم از این روزهای ما امیدوارم آخر هفته خوبی داشته باشید