دو سال و شش ماهگی عمر مامان
امروز یعنی 20 دی گل مامان دوسال و شش ماهش شده قربونت بشم الهی گل کوچولوی من![]()
عاشقتم به اندازه تمام دنیا ![]()
روز شنبه شاینا رو بردم قلعه سحرآمیز و حسابی بازی کرد حدود یک ساعتی تا تونست بازی کرد بعد بابا شهاب اومد دنبالمون و رفتیم یه چرخ توی بازار زیتون زدیم و طبق معمول شاینا چندتا گل سر خرید واومدیم خونه![]()
دیروز ظهر شاینا رو نخوابوندم به امید اینکه شب زود بخوابه بابا شهاب که اومد خونه بهش گفت بعد از ظهر ببریمش
پارک که حسابی خسته بشه و زود بخوابه بعد از پارک یه سر رفتیم خونه آقاجون ارمیا اونجا بود و آیفونو جواب داد شاینا از پشت در گفت مامان ارمیا بود و حسابی ذوق زده شد یه ساعت اونجا بودیم بعدش برگشتیم خونه شاینا هم بعد از مدتها ساعت 23 خوابید![]()

شیطون بلای خونه ما این روزها همش توی خونه راه میره و میگه مامان عاشقتم دوست دارم
البته فقط در مواقعی که بابا شهاب خونه نباشه چون اون موقع این حرفها رو به باباش میگه ناقلا![]()
بعضی وقتها هم میگه مامان بگو قربونت بشم دورت بگردم فدات بشم منم همه رو میگم اونم میگه الههههههههی![]()
اینجا خونه عشق من وبابا شهابه یعنی خونه شاینا گلی نفس مامان وبابا من مینویسم دختر نازم تا برای تو همیشه یادگاری باقی بمونه امیدوارم روزی برسه که خودتو عشق کوچولوی من با دستهای خودت بنویسی من و بابایی دیوانه وار عاشقت هستیم