با سلام به همه مامانهای مهربون منو شاینا چند روزی ازتون دور بودیم دیروز از ماهشهر برگشتیم طبق معمول وقتی برگشتیم تا چند ساعتی شاینا بهانه گیری میکرد
اما صبح که بیدار شد دیگه یادش رفته بود بابا شهابش قول داده که شب ببرش پارک ماهشهر که بودیم یه شب با آروین وآرین وخا له پرپرو عمو مهدی رفتیم پارک به شاینا خیلی خوش گذشت راستی خا له پرپر یه نی نی تو راهی داره
+ نوشته شده در شنبه دهم مهر ۱۳۸۹ ساعت 18:10 توسط پریسامامان شاینا
|
اینجا خونه عشق من وبابا شهابه یعنی خونه شاینا گلی نفس مامان وبابا من مینویسم دختر نازم تا برای تو همیشه یادگاری باقی بمونه امیدوارم روزی برسه که خودتو عشق کوچولوی من با دستهای خودت بنویسی من و بابایی دیوانه وار عاشقت هستیم