4روز تا بهترین روز دنیا
این مدت حسابی درگیر بودیم واسه همین فرصت آپ جدید رو پیدا نکردم ![]()
تقریبا ۱۰روز پیش بود که زن عموی بابا شهاب که مدتی بود به خاطر عارضه قلبی توی بیمارستان بستری بود فوت شد واسه همین ما هم در گیر مراسم بودیم روحش شاد![]()
ترم جدید کلاس نقاشی شاینا دوباره شروع شده وخانومی خوشحاله ![]()
بعد از کلاس هم چند باری با هم رفتیم پارک و شاینا حسابی خوش گذروند البته آخر سر هم با گریه برمی گشتیم خونه
هر وقت شاینا رو میبرم پارک و با گریه برمیگرده به خودم قول میدم که دیگه نبرمش اما مگه میشه.............![]()
چند روز پیش یه مشکل کوچیکی واسه شاینا پیش اومد منم بردمش مطب دکترش
وقتی با خانم دکتر صحبت کردم کلی خندید گفت خانوم این مسئله مهمی نیست واسه همه بچه ها پیش میاد اما شما حتما خودت برو پیش یه روانپزشک خودتو درمان کن
تا یکمی از وسواسیت کم شه اینطوری هم خودت ضربه میبینی هم شاینا![]()

۲۰ تیر تولد عشق منه![]()
دختر مثل ماه من چهارروز دیگه ۳ ساله میشه عاشقتم همه وجودم.![]()
![]()

منو بابا شهاب هر روز ازش میپرسیم واست هدیه چی بخریم اونم میگه دوچرخه بابا شهاب هم نظرش همینه اما من مخالفم آخه با وجود ماشین و موتور شارژی اونم توی آپارتمان دیگه جا واسه دوچرخه نداریم ![]()
واسه همین هنوز هدیه گلم مشخص نیست.![]()

چند روز پیش شاینا رو بردم توی حمام حدود ۴-۵ سانت از پایین موهاشو کوتاه کردم وقتی بابا شهاب اومد خونه و متوجه شد .........
آخه شاینا هر چی میخوره فقط موهاش رشد میکنه اما بابا شهاب این حرفها رو قبول نداره ..........![]()
پی نوشت:از همین جا از فاطمه جون دوست گل و مهربونم به خاطر دعوت شاینا به برنامه آبرنگ تشکر میکنم این دفعه که نشد اما حتما یه بار به خاطر دیدن روی ماه شما میایم![]()
![]()
اینجا خونه عشق من وبابا شهابه یعنی خونه شاینا گلی نفس مامان وبابا من مینویسم دختر نازم تا برای تو همیشه یادگاری باقی بمونه امیدوارم روزی برسه که خودتو عشق کوچولوی من با دستهای خودت بنویسی من و بابایی دیوانه وار عاشقت هستیم