طاعات و عبادات همگی قبول باشه خدای مهربون روزه های نصف و نیمه ما رو هم قبول کن

دیروزبا خانم همسایه و بجه هاش که شاینا بی نهایت اونا رو دوست داره رفتیم احیا خیلی خوب بود احیا گرفتن توی خونه با بیرون خیلی فرق داره از وقتی که شاینا به دنیا اومده همیشه توی خونه احیا رو برگذار میکردم اما امسال قسمت شد که اینجوری نشه شاینا قربونش برم اصلا مامانشو اذیت نکرد

امروز آخرین جلسه ترم دوم کلاس نقاشی شاینا بود احتمالا اگر خودش قبول کنه از مهر ماه دوباره میفرستمش که یکمی استراحت کنه اما راضی کردن شاینا خیلی سخته

مربیشون گفت اگر همینجوری ادامه بده ساله دیگه میتونه طراحی کار کنه

 

 

تقریبا یه چند ماهی هست که شاینا یه موجود خیالی واسه خودش درست کرده اسمش رو هم گذاشته

هشت پا شبها قبل از خواب حتما باید با باباشهاب هشت پا بازی کنه باباشهاب باید صداشو عوض کنه و با شاینا صحبت کنه تا گیج بشه و بخوابه تازگیا هم میگه واسم هشت پا بخر حالا باید بگردیم و هشت پا پیدا کنیم

 نفسم در قلعه سحر آمیز

  

امروز داشتم چندتا از لباسهای بیرون شاینا رو با دست میشستم اومده توی حمام میگه مامان مرسی منم وقتی بزرگ شدم لباسهای تو رو میشورمالهههی مامان فدات بشه دختر مهربونم

نمیدونم چرا موفق به گذاشتن عکس نمیشم فردا دوباره تلاش کنم