دوهفته پیش همین موقع بود که به همراه بابا جون اینا و خاله ها رفتیم مسافرت اول حرکت کردیم به سمت کوهرنگ هوا واقعا عالی بود آروین و مانیا توی ماشین ما بودن شاینا و مانیا با هم میخوابیدن با هم بیدار میشدن و میرقصیدن و خوشحالی میکردن

دوروزی رو توی کوهرنگ گذروندیم شبها که میخواستیم بریم بیرون باید به زور کلاه میزاشتم سر شاینا آخه خیلی سرد میشد یه روز رو هم رفتیم چشمه دیمه همونجا ناهار خوردیم شاینا از صبح تا بعد از ظهر همش توی آب چشمه بود من که از سردی آب جرات پا گذاشتن توی آب ونداشتم اما شاینا.........

یه روز بعد از ظهر هم رفتیم تونل آبشار کوهرنگ که هم زیبا بود و وحشتناک

 

بعد حرکت کردیم به سمت شهر کرد قبل از رفتن به شهرکرد رفتیم به یه مکان تفریحی کنار شهر کرد به اسم سامان که فوق العادست  پل زمان خان در همونجا قرار گرفته بعد از خوردن ناهار شاینا خودش به تنهایی سوار قایق های کوچولو شد با اینکه ترسیده بود اما چون قبلش من اجازه ندادم بره و به زور رفته بود صداش در نمیومد

 بعد از ظهر رفتیم شهر کرد خونه پسر عموی مامان جون چهار پنج روزی رو همو نجا موندیم صبحها میرفتیم خرید خوردنیهای محلی مثل گردو و بادام و ..... سوغاتی بعد از ظهر ها هم میرفتیم جاهای دیدنی و تفریح

قرار بود چند روزی رو هم بریم اصفهان که واسه دایی ایمان کار پیش اومد و مجبور شدیم برگردیم به گرمای خوزستان

عکسهای آتلیه که یک ماه پیش البته با موهای بلند از شاینا گرفته بودیم آماده شده حتما توی پست بعدی اونا رو میزارم