نوروز 92
سلامی به گرمیه آفتاب خوزستان امیدوارم نوروز خوب و خوشی رو گذرونده باشید![]()
امیدوارم امسال سالی پر از سلامتی و برکت واسه همه باشه ![]()
بعد از تحويل سال مثل هميشه رفتيم خونه آقاجون عيد مبارکي خاله بابا شهاب هم از بندر عباس اومده بود
شاينا حسابي با ارميا و ياسين و روميسا ودوتا دختر خاله هاي بابا شهاب فاطمه و محدثه بازي کرد![]()
دختر خاله ها تقريبا همس و ساله آروين و آرين هستن واسه همين شاينا خيلي دوستشون داره
روز دوم عيد هم عروسيه پسر دختر خالم بود که اولش قرار نبود بريم اما بعد بابام گفت شما بچه ها از الان مثل ما خودتون رو درگير عزاداري و غم نکنيد
توي عروسي ها شرکت کنيد خودم هم از بس اين چند ماه توي مراسم عزا بودم واقعا دلم پوسيده بود![]()
واسه همين رفتيم عروسي که خيلي خوش گذشت
فرداي روز عروسي دعوت بوديم خرم آباد خونه عمو مهرداد نامزد عمه شيما
که به اتفاق آقاجون اينا و عمه ها رفتيم دو شب رو هم اونجا گذرونديم هوا واقعا عالي
بود خيلي خوش گذشت وروجکها مون هم حسابی آتیش سوزوندن


يه روز هم واسه نهار خونه عمه پروين دعوت بوديم
![]()
يه چند روزي رو هم رفتيم ماهشهر دوباره نهم فروردين دعوت بوديم عروسي و برگشتيم اهواز عروسي
که باز هم خيلي خوش گذشت جاي دوستان خالي![]()


يازدم رفتيم مسجد سليمان خونه بابا بزرگ بابا شهاب.
خاله بابا شهاب هم از ماهشهر اومده بود وشاينا با
دوقلوهاش محمد و مريم که فکر کنم دوازده سالشونه تا نصف شب در حال بازي کردن بود صبح زود هم بابا جون اينا با خاله آرزو و خاله پرستو اومدن مسجد سليمان و از اونجا حرکت کرديم به سمت کوهرنگ واسه نهار توي
مسير ايستاديم توي يه روستاي خيلي خيلي قديمي به اسم دشت گل که بسيار زيبا بود
همونجا بابا جون
واسمون جوجه کباب درست کرد
شاينا هم يک لحظه روي زمين ننشست همش در حال چيدن گل بود همش میگفت مامان واست گل چیدم![]()


چون هوا داشت تاريک ميشد بقيه مسير رو نرفتيم توي يه روستا نگه داشتيم شب رو همونجا توي يه مدرسه
شبانه روزي سه طبقه گذرونديم تقريبا ميشه گفت 200 تا ماشين توي مدرسه بودن واقعا مدرسه تميزي بود با اينکه توي روستا بود از مدرسه هاي توي شهر هم تميز تر بود![]()
فرداش يعني روز 13 بدر قرار بود بريم کوهرنگ که شاينا خانوم از بس خيار با پوست خورده بود مسموم شد و دل و رودش بهم ريخت و ما رو از بقیه سفر منصرف کرد ![]()
یه شب خونه عمه شکوفه بودیم واسه شام شب خوبی رو گذروندیم ![]()
یک شب هم خودمون مهمانی دادیم ![]()
اين هم از نوروز 1392
اینجا خونه عشق من وبابا شهابه یعنی خونه شاینا گلی نفس مامان وبابا من مینویسم دختر نازم تا برای تو همیشه یادگاری باقی بمونه امیدوارم روزی برسه که خودتو عشق کوچولوی من با دستهای خودت بنویسی من و بابایی دیوانه وار عاشقت هستیم